Sunday

شكر

...خدايا به خاطر تمام چيزهايي كه خواستم و بهم ندادي شكر

Saturday

دوستت دارم

الانم يكي از اون لحظه هاست كه فكر مي كنم چقدر خوبه كه هستي
من خوشبختم كه تو رو دارم و مطمئنم كه اين احساس رو هيچ جور ديگه نميشه تجربه كرد
در تنهاترين تنهايي ها و تلخ ترين لحظه ها هر وقت يادت از دلم رد شد كنارم بودي
دوست داشتنت رو حس مي كنم
هميشه برام وقت داشتي
بعضي وقتا فكر مي كنم نكنه چون هر وقت مشكل دارم سراغت ميام ازم برنجي
مي دونم كه منو خوب مي فهمي
چقدر خوبه كه مال مني

بنده آصف عهدم دلم آزرده مكن
كه اگر دم زنم از چرخ بخواهد كينم
....
دلم فقط گريه مي خواد
چرا هر وقت فكر مي كنم درست شده، حالمو مي گيري؟
مگه شاكر نبودم؟
تو كه منو مي شناسي... ميدوني ديگه نمي تونم
تنهام نذار

Thursday

...

كاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش
كي روي ره زكه پرسي چه كني چون باشي

ساغري نوش كن و جرعه بر افلاك فشان
چند و چند از غم ايام جگر خون باشي

Wednesday

:(

خودت ميدوني منتظر بودن چقدر سخته

Tuesday

منتظرم

....مي خوام سجده بعديم از روي شكر باشه نه از روي نياز
!ببينم چيكار مي كني

Monday

من اومدم

!امروز اولين روز از ادامه زندگي منه
!تصميم گرفتم از اين جا به بعدشو يجور ديگه باشم
...اين دفعه ديگه تنهام نذار