Thursday

قسمت تلخ ماجرا وقتيه كه به تلخ بودنش عادت كني

Tuesday

دايناسور

دنياي جالبيه
بد بودن حالت طبيعي مردم شده
اونقدر كه وقتي يه نفر يه بار مناسب برخورد مي كنه همه وحشت زده مي شن
قبلا جنون آني باعث اتفاقات محيرالعقول مي شد الان شعور آني
!!!در مورد نوع دائمي اش هم كه تا حالا هيچ نمونه اي مشاهده نشده

Monday

يكي منو آروم كنه

لعنت به اين وضعيت لعنتي
ماهور! من پتك تو رو مي خوام
مي خوام هر چي اطرافمه پودر كنم
فكر نكنيد كم آوردم
نه كم نمي آرم
آفريده نشده كسي كه من جلوش كم بيارم
...

تو اين مورد ديگه نميشه با من شوخي كرد

من اجازه نمي دم خراب بشه
من اجازه نمي دم خراب بشه
من اجازه نمي دم خراب بشه
من اجازه نمي دم خراب بشه
من اجازه نمي دم خراب بشه
من اجازه نمي دم خراب بشه
من اجازه نمي دم خراب بشه
من بهت اجازه نمي دم خرابش كني
من لهت مي كنم اگه پاتو از گليمت جلو تر بذاري
حتي فقط چند ميلي متر
من بهت اجازه نمي دم
من مثل قبل نيستم
من كسي رو كه بخواد جلوم وايسه پودر مي كنم
اگه باورت نمي شه امتحان كن ببين چجوري حالتو مي گيرم
من مي تونم
تو كه از هيچ كمتري

Sunday

كعبه منم

:دلم نيومد كاملش رو ننويسم
مژده بده مژده بده يار پسنديد مرا
سايه او گشتم و اوبرد به خورشيد مرا

جان دل و ديده منم گريه خنديده منم
يار پسنديده منم يار پسنديد مرا

كعبه منم قبله منم سوي من آريد نماز
کان صنم قبله نما خم شد و بوسيد مرا

پرتو ديدار خوشش تافته در ديده من
آينه در آينه شد ديدمش و ديد مرا

آيينه خورشيد شود پيش رخ روشن او
تاب نظر خواه و ببين كاينه تابيد مرا

گوهر گم بوده نگر تافته بر فرق فلک
گوهری خوب نظر آمد و سنجيد مرا

نور چو فواره زند بوسه بر اين باره زند
رشك سليمان نگر و غيرت جمشيد مرا

هر سحر از کاخ کرم چون که فرو می نگرم
بانگ لک الحمد رسد از مه و ناهيد مرا

چون سر زلفش نكشم سر ز هواي رخ او
باش كه صد صبح دمد زين شب اميد مرا

پرتو بي پيرهنم جان رهاكرده تنم
تا نشوم سايه خود باز نبينيد مرا

كعبه منم
قبله منم
سوي من آريد نماز
كان صنم قبله نما
خم شد و بوسيد مرا

Wednesday

يه درياي صاف و آبي بعد از طوفان

گفتني ها رو گفتم
براي اولين بار
بدون هيچ ترسي
بدون اين كه فكر كنم بعدش چي ميشه
هر چي از دلم گذشت رو به زبون آوردم

چقدر خوبه كه هستي

Tuesday

شاه شوريده سران

گر من از سرزنش مدعيان انديشم
شيوه مستي و رندي نرود از پيشم

زهد رندان نو آموخته راهي بدهيست
من كه بد نام جهانم چه صلاح انديشم

شاه شوريده سران خوان من بيسامان را
زانكه در كم خردي از همه عالم بيشم

بر جبين نقش كن از خون دل من خالي
تا بدانند كه قربان تو كافر كيشم

اعتقادي بنما و بگذر بهر خدا
تا در اين خرقه نداني كه چه نادرويشم

شعر خونبار من اي باد بدان يار رسان
كه زمژگان سيه بر رگ جان زد نيشم

من اگر باده خورم ورنه چه كارم با كس
حافظ راز خود و عارف وقت خويشم

Monday

به مناسبت شب يلدا

رد پاي مهتاب
مي رود تا سر آن برکه آب
حال مهتاب خراب است خدايا درياب
چه عذابي است که او افسرده
نکند او مرده
ولي از غيب خبر مي رسدم
مه تو رفته به خواب
حال مهتاب خراب است خدايا درياب
ياد آن روز به خير

Sunday

من اشتباه کردم
فقط چون به ف قول دادم صبر می کنم
من گفتم وقتی بشکنه دیگه هر جور بچسبونیش بازم معلومه که یه بار شکسته
حس تلخی دارم
خیلی تلخ
کاشکی این بازی رو شروع نمی کردم
نمی دونم
شایدم الان دیگه خیالم برای همیشه راحت بشه
لعنت به من
و به این احساس تلخ

Thursday

ميدوني دوستت دارم . نقطه
...
ميشه ايندفعه نريم سر خط
من دلم مي خواد ادامه بدم
نمي خوام از اول شروع كنم
!!!
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
ولي مطمئنم نمي ذارم گذشته تكرار بشه

Wednesday

زندگي برگ بودن در مسير باد نيست
امنحان ريشه هاست
...اينو توي وبلاگ يكي از دوستاي يكي از دوستاي گذشته ام خوندم
نمي دونم چرا نمي ذارم اين خاطره ها گم شه

Monday

بر لحاف فلك افتاده شكاف
پنبه مي بارد از اين كهنه لحاف

Sunday

هستي
و من بودنت رو باز هم حس مي كنم

Monday

:(

چقدر از شنيدن خبر فوت محمود علي قلي ناراحت شدم
گفتن سرطان ريه داشته
تف به مملكتي كه نشه توش نفس كشيد

وقتي تو به نماز مي ايستي من چونان به تو مي نگرم كه گويي تو تنها مخلوق مني
و تو همچنان در انديشه خدايان ديگري
...

Thursday

دیر اومدی ای رفته
طعمت از دهن افتاد
دل، دلزده شد از تو
آهنگ تو رفت از یاد

Wednesday

من نگاهم ديگه دنبال تو نيست
دلمو پس مي گيرم مال تو نيست
...