داشتم با تلفن حرف ميزدم و مثل هميشه موقع حرف زدن خودكار ناخود آگاه اومد تو دستم و شروع كردم به نوشتن
هميشه وقتي حرفاي تلفنيم تموم ميشه خوندن چيزايي كه بي اختيار نوشتم برام خيلي جالبه
اگه كار اداري مهم داشته باشم بعضي از كلمه هاي كليدي مكالمه رو نوشته ام
اگه با يه دوست حرف بزنم و همه چي سر جاش باشه و مشكل خاصي نباشه، گل مي كشم و هي براش شاخ و برگ اضافه مي كنم
اگه دوستم مشكلي داشته باشه و در حال درد دل كردن باشه شكل هاي هندسي مي كشم و هي تكرارشون مي كنم، تو در تو، شكل هاي هندسي منظم با خطوط شكسته و هم اندازه و پررنگ
بهضي وقتا هم كه منتظرم طرف مقابلم زودتر حرفشو تموم كنه جمله هايي رو كه بعدش مي خوام خودم بگم مي نويسم
خيلي وقتا هم از چپ به راست فارسي مي نويسم كه اگه كاغذ رو از پشت بگيري جلوي نور مي توني بخونيش
.....
بعد از حرف زدن با تو نوشته ام رو ديدم... از چپ به راست نوشته بودم "تكراري" و در تمام مدت مكالمه پررنگش كرده بودم
مي دوني يعني چي؟
هميشه وقتي حرفاي تلفنيم تموم ميشه خوندن چيزايي كه بي اختيار نوشتم برام خيلي جالبه
اگه كار اداري مهم داشته باشم بعضي از كلمه هاي كليدي مكالمه رو نوشته ام
اگه با يه دوست حرف بزنم و همه چي سر جاش باشه و مشكل خاصي نباشه، گل مي كشم و هي براش شاخ و برگ اضافه مي كنم
اگه دوستم مشكلي داشته باشه و در حال درد دل كردن باشه شكل هاي هندسي مي كشم و هي تكرارشون مي كنم، تو در تو، شكل هاي هندسي منظم با خطوط شكسته و هم اندازه و پررنگ
بهضي وقتا هم كه منتظرم طرف مقابلم زودتر حرفشو تموم كنه جمله هايي رو كه بعدش مي خوام خودم بگم مي نويسم
خيلي وقتا هم از چپ به راست فارسي مي نويسم كه اگه كاغذ رو از پشت بگيري جلوي نور مي توني بخونيش
.....
بعد از حرف زدن با تو نوشته ام رو ديدم... از چپ به راست نوشته بودم "تكراري" و در تمام مدت مكالمه پررنگش كرده بودم
مي دوني يعني چي؟