Monday

هدف من توي اين زندگي چيه؟
روزي چند دقيقه در جهت هدفم حركت مي كنم؟
چقدر هدفم روي تصميمهاي كوچك و بزرگي كه مي گيرم تاثير مي گذاره؟

همه كس طالب يارند چه هوشيار چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه كنشت
سر تسليم من و خشت در ميكده ها
مدعي گر نكند فهم سخن گو سر و خشت

Saturday

نمي دونم چي مي خوام
اصلا نمي دونم چي درسته
نمي دونم به چي ميشه اعتماد كرد
خدايا كمرنگ نشي! كنارم بمون
!!پارسال اين موقع تو چه فازي بودم

Sunday

دير اومدي اي رفته
طعمت از دهن افتاد
دل دلزده شد از تو
آهنگ تو رفت از ياد
بازم قصه تكراري! ما توي شرايطي كه جفتمون مي دونيم تصميم گرفتيم جدا بشيم
هنوز شرايط سر جاشه و تغيير نكرده
چه دليلي وجود داره بعد از گذشت اين همه مدت بازم با هم ارتباط داشته باشيم؟
به نظرت اينبار چقدر زمان و انرژي بايد صرف كنيم تا دوباره تصميم بگيريم جدا بشيم؟
من اصلا حاضر نيستم دوباره به وضعيت قبلم برگردم. دوباره اون همه تنش و استرس رو تحمل كنم كه چي بشه؟
اصلا اعصاب ندارم بازم!

Thursday

سرعت عمل و تمرکزتون رو تست كنيد. شما باید مربع قرمز رو طوری حرکت بدید که به دیواره و اشیا متحرک برخورد نکنه. اگه تونستید 18 ثانیه دوام بیارید بدونید که خیلی هم افتضاح نیستيد و میتونید به خودتون امیدوار باشید ! اونجا نوشته که خلبان های آمریکایی توی این بازی می تونن 2 دقیقه دوام بیارن
البته فكر نكنيد كه من هم دارم اين تست رو انجام مي دم، من فقط دارم شبكه مي خونم چون شنبه امتحان دارم
;)
...فقط67 روز ديگه مونده كه امسال هم تموم بشه! چقدر زود گذشت

Sunday

عكس روي تو چو در آينه جام افتاد
عارف از خنده مي در طمع خام افتاد
حسن روي تو به يك جلوه كه در آينه كرد
اين همه نقش در آينه اوهام افتاد
اين همه عكس مي و نقش نگارين كه نمود
يك فروغ رخ ساقي است كه در جام افتاد
غيرت عشق زبان همه خاصان ببريد
كز كجا سر غمش در دهن عام افتاد
من زمسجد به خرابات نه خود افتادم
اينم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد
چه كند كز پي دوران نرود چون پرگار
هر كه در دايره گردش ايام افتاد
در خم زلف دل آويخت دل از چاه زنخ
آه كز چاه برون آمد و در دام افتاد
آن شد اي خواجه كه در صومعه بازم بيني
كار ما با رخ ساقي و لب جام افتاد
زير شمشير غمش رقص كنان بايد رفت
كان كه شد كشته او نيك سرانجام افتاد
هر دمش با من دلسوخنه لطفي دگر است
اين گدا بين كه چه شايسته انعام افتاد
صوفيان جمله حريفند و نظر باز ولي
زين ميان حافظ دلسوخته بدنام افتاد