Monday

هوا خيلي دلگيره
حسم يه جوريه، يه چيزي مثل دلتنگي، از اون نوعي كه انگار هيچ جوري برطرف نمي شه
نمي دونم علتش اين هواي ابري و باروني امروزه يا من واقعا يه چيزيم شده
اصلا حس كار ندارم
دلم مي خواد برم بيرون و زير بارون خيس خيس خيس بشم
دلم مي خواد برم همون جايي كه ديشب توي خواب مي ديدم، همون ساحل شني ولي آفتاب باشه، آخه ديشب تو خوابم هوا همينطور ابري و خاكستري بود... شايدم خوابم سياه سفيد بوده نه رنگي
:)

Wednesday

آخرين كشف من

امسال عيد نوروز هم مي افته يكم فروردين


اين كشف رو توي جلسه اي كاملا رسمي با حضور استاد راهنمام وجمعي از دانشجويان علاقمند به جهانيان اعلام كردم

Tuesday

خدا خير پيش بياره
بعد از گذشت تقريبا 50 روز دارم ميرم پيش استاد راهنمام
خداكنه از دنده راست بلند شده باشه
Happy Valentine راستي!

شايد بعضي وقتا بهترين كمكي كه ميشه به يه نفر كرد اينه كه هيچ كاري براش نكرد! مي فهمم چي مي گي
...


آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن
آینه صبوح را ترجمه شبانه کن
ای خردم شکار تو تیر زدن شعار تو
شست دلم به دست کن جان مرا نشانه کن
شش جهت است این وطن قبله در او یکی مجو
بی وطنی است قبله گه در عدم آشیانه کن