Saturday

نمي دونستم اين همه احساس حمايت كه توي وجودمه و منو نسبت به همه (خانواده، دوست، همكار، گربه توي كوچه، كلاغ روي درخت، ... و حتي شما دوست عزيز!!) مسئول و نگران مي كنه، به خاطر اينه كه عنصر وجودي من خاكه
پ.ن: چه جوري مي شه عنصر وجودي رو عوض كرد ؟ حتما بايد يه بار ديگه به دنيا بيام؟؟

يكي از خاصيت هاي ترافيك صبح تهران اينه كه آدم توي تاكسي مجبوره با دقت به تمام برنامه هاي راديو گوش كنه
امروز در مورد نتيجه يه تحقيق علمي صحبت مي كرد كه: ثابت شده نوشتن احساسات تاثير بالايي در سلامتي افراد داره
گفتن احساسات با توجه به موقعيت هاي زماني و مكاني مختلف مي تونه تاثيرات متفاوتي داشته باشه ولي نوشتن احساسات و حتي خوندن احساسات ديگران در سلامتي موثره

نتيجه گيري اخلاقي 1: من مريضم، من مي نويسم، من خوب مي شوم
نتيجه گيري اخلاقي 2: هر كس نمي نويسد يا خوب است يا حالش خيلي خراب است


از دروغ شنيدن خسته شدم
مي خوام به خودم استراحت بدم
اين برام جالب بود، نمي تونم حسمو بگم
:(