Sunday

يه دوستي حرف خوبي مي زد
مي گفت فشار هاي بيروني هيچوقت خسته نمي شن
در هر شرايطي هستند و هيچوقت كوتاه نميان
يا بايد اونقدر به چيزي كه مي خواي و راهي كه ميري اعتقاد داشته باشي كه بتوني مقاومت كني
يا بايد به مرور خرد شدنت رو نگاه كني

Saturday

اشتباه تو اينه كه فكر مي كني خيلي فرصت داريم
نمي دونم چه جوري بهت بفهمونم لحظه هايي كه مي گذرن ديگه برنمي گردن
اين روزها توي زندگي من و تو تكرار نمي شه

Tuesday

همتم بدرقه راه كن اي طاير قدس
كه دراز است ره مقصد و من نوسفرم
ديروز شنيدم يكي از دوستاي قديمي 6ماه پيش از پايان نامه فوق ليسانسش دفاع كرده... يه جورايي هم خوشحال شدم هم ناراحت، خوشحال از اينكه بالاخره غم و غصه هاي قبل از دفاع براش تموم شد و ديگه آب خوش از گلوش پايين مي ره... و ناراحت شدم از اينكه اين دوستم تا وقتي دفاع نكرده بود و كمك مي خواست به من زنگ مي زد و منم هر جور مي تونستم كمكش مي كردم و براش وقت مي گذاشتم ولي بعدش حتي يه اس ام اس هم نزد كه بپرسه حالت چطوره! البته من مي دونم زندگي سخت شده و هر كس خيلي كار داره و سر همه شلوغه و نبايد توقعي داشته باشم و اگه كمكي هم مي كنم به خاطر حس خوبيه كه موقع كمك به ديگران دارم... ولي بالاخره از يه به اصطلاح دوست 5-6 ساله نبايد انتظار داشت كه جواب اس ام اس هاي دوستش رو بده؟؟
خدايا منو از هر چه غير از خودت بي نياز كن
شكر

بزرگ شدن كودكانه

تا مياد خونمون با كلي خوشحالي ميگه من بزرگ شدم ديگه آب توي دستم جمع مي شه
نمي فهمم چي مي گه، دستمو مي گيره دنبال خودش مي بره، روي نوك پنجه هاش بلند مي شه، به زور شير آب دستشويي رو باز مي كنه و انگشتاي دست كوچولوشو محكم مي چسبونه به هم و مي گيره زير آب... با ذوق شيرين كودكانه مي گه ببين مي تونم آب رو توي دستم نگه دارم و باهاش صورتمو بشورم

Sunday

نوروز مبارك

دوش مي گفت كه فردا بدهم كام دلت
سببي ساز خدايا كه پشيمان نشود
حسن خلقي ز خدا مي طلبم خوي تو را
تا دگر خاطر ما از تو پريشان نشود
ذره را تا نبود همت عالي حافظ
طالب چشمه خورشيد درخشان نشود