واسه پرکشیدن من خواستی آسمون نباشی
حالا پرپر می زنم تا همیشه آسوده باشی
دیگه نه غروب پاییز رو تن لخت خیابون
نه به یاد تو نشستم زیر قطره های بارون
واسه من فرقی نداره وقتی آخرش همینه
وقتی دلتنگی این خاک توی لحظه هام می شینه
تو می ری شاید که فردا رنگ بهتری بیاره
ابر دلگیر گذشته آخرش یه روز بباره
ولی من می مونم اینجا با دلی که دیگه تنگه
می دونم هرجا که باشم آسمون همین یه رنگه
من رانندگي مي كردم و اشكم جاده رو تار مي كرد و تو گوش مي كردي... يادته؟
3 comments:
رهتاب......
برات انرژی مثبت می فرستم که به زودی روزت همون رنگی بشه که دوست داریريال نه سیاه و نه خاکستری
:*
قميشی تو جاده عاليه
Post a Comment