Wednesday

:برای تویی که وقتی دوری به من نزدیک تری
مهربونم
تمام زمستون رو به انتظار گذروندیم... تا بهار رسید
و من باز هم منتظرم
بهار امسال به لطف خدا با تو و با یکی از بهترین خاطره های زندگیمون شروع شد
قرارمون بود که با شکوفه های امسال من و تو هم نو بشیم
چشم به راهتم تا برگردی و بهارو به زندگیم بیاری

یه مدت خیلی مشغول بودم مشغول روحی با ظاهری آروم
پر بودم از طرح و رویا و اضطراب و نگرانی
توی هر قدم همراه و کنارم بودی و فکر بودنت منو آروم می کرد
خدای مهربون من ممنون که منو تنها نذاشتی و مثل هربار صدامو شنیدی و جواب دادی
شکر که یادت رو در دل من زنده نگه داشتی
شکر که برام خدایی می کنی حتی اگه من نمیفهمم و نمی بینم و نمیشنوم
شکر که هستی