یه مدت خیلی مشغول بودم مشغول روحی با ظاهری آروم
پر بودم از طرح و رویا و اضطراب و نگرانی
توی هر قدم همراه و کنارم بودی و فکر بودنت منو آروم می کرد
خدای مهربون من ممنون که منو تنها نذاشتی و مثل هربار صدامو شنیدی و جواب دادی
شکر که یادت رو در دل من زنده نگه داشتی
شکر که برام خدایی می کنی حتی اگه من نمیفهمم و نمی بینم و نمیشنوم
شکر که هستی
No comments:
Post a Comment